مبارکباد



باز این اشک است که از جاده دل می گذرد و در کوچه کویر نیاز ساکن می شود ,
دوباره کبوترهای محرم خیال ، با خاک عرفات تیمم می کنند . نمی دانم اما هر چه
هست من زائر کوی حیسنم ، میخواهم با زمزمه های حسینی در صحرای عرفات ,
محرم درگاه خدا شوم .
زیر باران عرفه ... احساس دیرین تو را قرن هاست مردمان شناخته اند تو همانی
که کاروان را برای نجات یوسف فرود آوردی تا او را از چاه به جاه رسانی و از بندگی
به سلطنت.
چشم سفید یعقوب را به دیدار یوسف روشن کردی ، ای آنکه دستان ابراهیم را از
ذبح اسماعیل نگاه داشتی تا عرفات تحقق یابد این را میدانم اگر بنده ای نافرمانی
کند عزلش نمی کنی ، مگر ساحران نبودند که سال ها غیر تو را پرستیدند و
فرستادگان تو را تکذیب کردند ، اما تو با آیه لطیف هدایت ، از هر چه جهالت رهایش
کردی و به سوی تور راهنمایش شدی من اکنون زیر باران عرفه زمزمه های حسین
(ع) این بنده عاشق تو را زمزمه می کنم .
او که تو را با واژه های آسمانی اشک می خواند و با تمام بزرگی اش چه خاشعانه
با تو سخن می گفت .
آری این همان آغاز کربلایی شدن است ...
مهربان ! خطاهایم بزرگ شده و رسوایم نکردی
گناهانم را دیدی و پوشاندی
پس به راستی حمد و سپاس برای توست ای خدای یکتا
شبهایم اکنون با طراوت دعا ترنم گرفته اند چشمان در بارش توبه امان از دست
داده اند.
دل بی قرار عرفات حسین شده است.
یا قدیم الاحسان ما را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب گردان که جز تو کسی را
نداریم و چشم امیدمان به درگاه توست.
آغاز حرکت به سوی سرزمین نینوا
آغاز راهی که در آخرین لحظات روز ده محرم منجر به بالا رفتن سر حسین (ع) میشود
آغاز بی کسی های زینب است.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید :
اُحِبُّ الصِّبیانَ لِخَمسٍ :
اَلاوَّلُ : اَنـَّهُم هُمُ البَکّاؤونَ
وَالثّانى : یَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ
وَ الثّالِثُ : یَختَصِمونَ مِن غَیرِ حِقدٍ
وَ الرّابعُ : لا یَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَیئا
وَ الخامِسُ : یُعَمِّرونَ ثُمَّ یُخَرِّبونَ
کودکان را به خاطر پنج چیز دوست می دارم :
اول آنکه بسیار می گِریند ، دوم آنکه خاک بازى می کنند ، سوم آنکه دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست ؛ چهارم آنکه چیزى براى فردا ذخیره نمی کنند ، پنجم آنکه می سازند و سپس ، خراب می کنند (دلبستگى ندارند) .
کاش ما نیز همچون کودکان دلهای بی کینه داشتیم و همواره در حال زندگی می کردیم نه در آینده و گذشته و هیچگاه دلبسته ی این عالم خاکی نمی شدیم که هر انچه انسان امروز از درد و مشکلات و گرفتاری ها به جان می خرد از نداشتن این خصلتهای زیبای کودکان است.

۵ بار بگو :
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !
۳ بار بگو :
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ
۵ بار بگو :
لای رولت رنده ی لیمو رفته
این جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی ! :
چه ژست زشتی
۳ بار تکرار کن :
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی .
دل دوستان آزردن ، مراد دشمنان برآوردن است

* هر که سخن نسنجد ، از جوابش برنجد .
* هر که با بدان نشیند ، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد ،
به طریقت ایشان متهم گردد .
* هر که با بدان نشیند ، نیکی نبیند .
* عالم ناپرهیزکار ، کور مشعلهدار است .
* هر چه نپاید ، دل بستگی را نشاید .
* هر که بر زیردستان نبخشاید ، به جور زبردستان گرفتار آید .
تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .
( 3 )
آرامش جایی فراتر از ما نیست .
قابل توجه همه معلمان عزیز و ارجمند
نمیدانم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست و درس آموز .
سخت آشفته و غمگین بودم …
با خودم می گفتم :
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم می گیرند
درس و مشق خود را …
باید امروز یکی را بزنم ...
اخم کنم و نخندم اصلا
تا بترسند از من و حسابی ببرند …
خط کشی آوردم , در هوا چرخاندم …
.............................
.............................
...............................
با خشونت هرگز …
به امید روزی که همه به حقیقت معلم باشیم
ویژگی های والدین موفق

گرچه نمیتوان نسخه واحدی برای همه والدین پیچید
اما والدین موفق این خصوصیات را حتماً دارا می باشند :
۱) ارتباطشان عمیق است
ارتباط آنها با فرزندانشان بسیار عمیق و از همان سنین شیرخوارگی برقرار میشود. وقتی بچهدار میشوند قبول میکنند که اول پدر یا مادر هستند و بعد معلم، مهندس، کارمند فلان شرکت و ... و برعکس تصور خیلیها که فکر میکنند شیرخوار چیزی درک نمیکند، میدانند که اتفاقا همهچیز توسط کودکان ثبت و ضبط میشود و بعدها همان مسایل توسط آنها بروز داده میشود. آنها تمام نیازهای شیرخوار را فراهم کرده و از همان ابتدا به او میفهمانند که تنها منبع اعتماد و تکیهگاه او هستند. این ارتباط عاطفی عمیق به این صورت پایهریزی شده و برای همیشه باقی میماند.
۲) نیازهای فرزندشان را میشناسند.
آنها خوب درک میکنند که هیچگاه مسایل مالی و امکانات ، جایگزین وقت و زمانی که باید برای فرزند صرف کنند ، نمیشود چون پول ، پیشرفت شغلی و تحصیلی قابل جبران است اما هر دوره عمر فرزندان با خصوصیات و نیازهای ویژه ، اگر نادیده گرفته شود اصلا قابل جبران نیست و صدمات وارده به دلیل کمبود وقت و یا بیتوجهی والدین ، میتواند عواقب ناگوار ، پیچیده و غیرقابل جبرانی به بار بیاورد .
۳) حمایت میکنند ، ادعا نمیکنند .
جملات حکیمانه
دکتر الهی قمشه ای

شما رهبر ارکستر سمفونیک افكار و احساسات خويشيد . نبايد گامهاي خود را با صداي طبل و شيپور ديگران هماهنگ كنيد . گوش به نواي درون خود بسپاريد . نواهايي كه از درونتان بر مي خيزد را هدايت كنيد.
الهی قمشه ای
شرایط ثبت نام و ادامهی تحصیل دانش آموزان
مادهء 27. ثبتنام دانشآموزان برای ورود به هر یک از دورههای تحصیلی در مدارس داخل کشور با اصل شناسنامه و در مدارس خارج از کشور با اصل شناسنامه یا گذرنامه صورت میگیرد.
مادهء 28. هنگام ثبتنام دانشآموز در پایهی اول دبستان و انتقال دانشآموز پایهی مذکور از یک مدرسهی به مدرسه دیگر، مدیر مدرسه باید پس از رؤیت شناسنامه، صحت شرط سنی دانشآموز را با قید تاریخ مطابقت در ظهر تصویر (فتوکپی) شناسنامه، گواهی و امضا نماید. گواهی مذکور باید در پروندهی تحصیلی دانشآموز ضبط و نگهداری شود.
مادهء 29. مدیران مدارس باید هنگام ثبتنام دانشآموز در پایهی اول ابتدایی، کارت بهداشتی تنظیم شده از سوی مراکز بهداشتی را مطالبه و در پروندهی تحصیلی دانشآموز ضبط و نگهداری نمایند.
قدر غدیر
بارها در آستانه عید سعید غدیر قرار گرفتیم و به شادی نشستیم ! این بار
بیندیشیم و آنگاه که به آستان ولایت رسیدیم ، به برخاستن خوشدل باشیم
انوار هدایت الهی همواره در حال تابش است و تنها دلهای مشتاق و مستعد، پذیرای آن هستند. در این میان کسانی که مستعدتر از دیگران به روی آن آغوش گشوده، با آمادگی و طلبی زایدالوصف، رنگ الهی به خود میگیرند، «اولیای الهی» نام مییابند. اولیای الهی، گل سرسبد وجودند. خالق بشر که خواهان رشد و کمال هر انسان است، برای به ظهور رسیدن چنین افرادی هستی را آفرید؛ برای متجلی شدن زیباترین تجلیات.
آنها مانند انسانهای دیگر روزی به دنیا می آیند و روز دیگر می روند؛ اما احوال و رفتار و گفتارشان همواره راهنمای رشد و تعالی خواهد بود. بنابراین، اولیای الهی«علائم الطریق» هستند؛ علائمی برای رهسپاری در مسیر کمال. آنها بزرگترین معلمان معرفت هستند؛ معلمانی که خود به درک حقیقت رسیده اند و میتوانند به سوی خدا هدایت کنند.
و به عبارت دیگر، آنها فاتحان قله کمال هستند؛ فاتحان و «بلد راه». به همین دلیل، همه انسانهای کمال طلب، کوهنوردانی بر شمرده می شوند که برای صعود، به یاری و کمک این فاتحان راه شناس نیازمندند. شاید برای پیمودن مسیر هر کوهی نیازی به بلد راه نباشد؛ اما رفتن به فراز کوهی عظیم که گردنه ها و پرتگاههای آن ناشناخته است، بلدی میخواهد که به سلامت به مقصد برساند. باید به این بلد متوسل شد تا بتوان به مقصود رسید. باید چشم دل را به قله دوخت و به اشارات او توجه داشت. اولیای الهی بی مزد و منت این نقش الهی را ایفا میکنند و نه به سوی خود؛ بلکه به سوی خدا هدایت میکنند.
با این همه، تأثیر وجود اولیای الهی بر حیات انسانهای حقیقت جو و کمال طلب به همینجا ختم نمی شود و راز وجود پر خیر آنها را باید در دنیای پر رمز و راز عشق جستجو کرد. هیچ یک از ما انسانها نمیتوانیم خداوند را چنان که هست بشناسیم و درک کنیم و درست به همین دلیل، نمیتوانیم به خودی خود، عاشق او شویم. اما در صورتی که با عطف به تجلیات الهی، از عطف به خود رهایی یابیم، به درک عشق او به خود دست خواهیم یافت و به نسبتی که این عشق را درک کنیم، عاشق او خواهیم شد.
انسان از بدو تولد عاشق خویش است و تا زمانی که دچار این خودشیفتگی است، عشق او به دیگری، جلوه ای از عشق به خودش خواهد بود. زیرا در این حالت، او دچار عشقی عقلانی است و بر اساس سودجویی عقل، برای منفعت خويش معشوق را می طلبد. اما به محض این که عشق حقیقی به هر یک از تجلیات الهی در دل او خانه کند، این خانه از وجود خودش خالی خواهد شد و از آنجا که رمز ورود به حریم عشق الهی، گذشتن از خویش است، در این مرحله، به درک این حقیقت میرسد که خداوند عاشق اوست و به این ترتیب، به نسبتی که این عشق را بچشد، عاشق او خواهد شد.
از میان تجلیات حق که در سطحی عام و به عنوان آفریدگان آفریدگار مهربان همگی در خور عشق هستند، بعضی بیش از سایرین و به بهترین وجه جلوه گری میکنند و شاخص میشوند. بهترین جلوه گری، جلوه گری به کمال است و از آنجا که گلهای وجود اولیای الهی جلوه گاه خارق العاده معرفت و کمال است، سیر در گلزار هستی، دل را به سوی آنها می کشاند و از این رهگذر، تجربه عشق الهی به بهترین وجه میسر میشود.
دل سپاری به ولی خدا دل را به سوی او سوق میدهد و رهسپاری در راه او را تضمین میکند. اما صد دریغ از آن که کسی دچار نا آگاهی باشد و خود را آگاه بداند؛ عشق حقیقی را نچشیده باشد و خود را عاشق بداند و بدون رهرویی راهنمایی خبره، راهی در پیش بگیرد و آن را راه خدا بداند! در این صورت است که گل وجود ولی پشت غبار جهل پنهان میشود و داس به دستان بر صحنه میمانند.
امروز ماییم که در ادعای خداپرستی، عشق به اولیایی چون علی (ع) را گواه می آوریم و عزم کوهنوردی میکنیم. اما باید مراقب باشیم که دچار جهل ابن ملجم نشویم. نادان بودن یک خطر است و تأثیر جمعی آن هزاران خطر. گمراهی و رهرویی شیطان یک مشکل است و گمراهی و توهم در راه خدا بودن، هزاران مشکل!
مگر نه این که ابن ملجمها خداپرستان نادانی هستند که به نام حق در مقابل حق ایستاده، به نام خدا، راه خدا را می بندند و احساس رستگاری می کنند؟ مگر نه این که حاضرند حتی جان خود را در این راه فدا کنند؟ مگر آنها مدعیان حقیقت و قربانی حماقت نیستند ؟ چگونه می توان از این حماقت رهایی داشت؟ شاید باید ابن ملجم بودن را شناخت !
ابن ملجم ها به نام حق و با چشمانی بسته در برابر شکل گیری هر جریان حق طلبانه ای می ایستند و آن را متوقف می کنند ؛ ابن ملجم ها به نام دفاع از حق ، در برابر هر نهضت شکل گرفته بر حقی نیز قد علم می کنند و با به انحراف کشیدن ، آن را از معرفت تهی کرده ، تنها جسدی بر جای می گذارند . زیرا آنها درسی از اولیا نیاموخته اند و خبری از علی ها ندارند .
ابن ملجم ها از مولا علی (ع) و از گنجینه معرفت او ، تنها جنگ آوری آن ولی خدا را در افق نگاه باقی می گذارند و بی آن که مرام او را بشناسند و زنده نگاه دارند ، تنها از این می گویند که توانست در قلعه خیبر را بشکند . آنها از کفر ستیزی او فقط برق شمشیرش را به خاطر می سپارند و بی آنکه تفکر و معرفتی که پشت ذوالفقار بود، بشناسند ، چرخش ذوالفقار در دستان او را به رخ عالم می کشند و رمز موحد بودن او را به دست فراموشی می سپارند.
انسان امروز به دلیل فقدان معرفت و دوری از کمال الهی ، در رنج و عذاب است و چنان که باید ، طعمی از شیرینی و حلاوت حضور خدا و درک حقیقت نمی چشد . او نیازمند هدایت است و گاهی راهی می جوید و نمی یابد. زیرا ابن ملجم های تاریخ، پیام اولیای خدا را به شهادت رسانده اند . زیرا رمز کمال علی (ع) پنهان است.
باید از ابن ملجم بودن پرهیز کرد ؛ باید با مولا علی(ع) آشنا شد ؛ باید به حریم عشق راه یافت و باید حرمت خون مبارک آن حضرت را که در پایداری بر حق و حقیقت به زمین ریخته شد ، نگاه داشت و چنان که او و همه اولیای الهی دعوت کرده اند ، تنها خدا را دید ؛ تنها خدا را خواند و تنها از او یاری خواست ! باید از غیر خدا رهایی جست و آزادگی کرد !
آنگاه باید انتخاب راه ابر انسانهای معرفت طلب تاریخ کمال بشری را جشن گرفت؛ جشنی که اجر نهادن به مرشدان راه تعالی است ! عید غدیر ، بهانه ای برای چنین جشنی است ؛ جشن معرفت جویی ؛ جشن بیعت با اولیای خدا و جشن عزیمت به سوی مقصدی که این قاصدان الهی طلبیدند!
موارد زیر را در مورد رعایت بهداشت و حفظ سلامت و یادگیری بهتر دروس به
دانش آموزان یادآوری می شویم :
1) قبل از غذا خوردن و پس از توالت رفتن دستان خود را با آب و صابون بشویید.
2) برای مطالعه و نوشتن، فاصله مناسب صفحه با چشم های خود را رعایت کنید.
3) هرگز با دست آلوده یا دستمال کثیف چشمان خود را نمالید.
4) از فرو کردن مداد، خودکار و سایر چیزهای نوک تیز در گوش های تان خودداری کنید.
5) هرگز مداد، پاک کن و وسایل آلوده را به دهان نبرید.
6) هر هفته ناخن های خود را کوتاه کنید تا سلامت بمانید.
با سلام در زیر مطالبی در خصوص چگونگی آماده سازی کلاس اوّلی ها آورده شده
است. امیدوارم مورد استفاده شما والدین محترم قرار گیرد:

سخنی با والدین کلاس اوّلی ها (مقطع ابتدایی ها) :
از اهمّ وظایف معلّم کلاس اوّل ابتدایی در دوره ی یک ماهه «آمادگی مهر ماه»
از وظایف معلّم عبارتند از :
1. محیط آموزشی باید محیط گرم ، عاطفی و صمیمانه باشد تا کودک احساس
امنیت کند و میل بهتحرّک و کنجکاوی و یادگیری در او تقویت گردد.
2. شرایط لازم برای بکارگیری توانایی جسمی و روانی کودک ایجاد گردد تا زمینه
لازم را برای انجام فعّالیّت های بدنی و ذهنی در جریان آموزشی فراهم نماید .
3. فراهم نمودن شرایطی به منظور تقویت و گسترش رفتارهای مناسب چون
درست نشستن و برخاستن ، مرتّب بودن ، به موقع سخن گفتن، دقّت و توجّه
داشتن و به موقع ساکت بودن و ....
4. گسترش توانایی های لازم برای انجام مسئولیّت های فردی و تقویت میل به
هم کاری با دیگران و نحوه ی استفاده ی صحیح از کتاب های درسی و کمک
آموزشی.
5 . فراهم کردن شرایط مناسب برای سخن گفتن، گوش دادن به منظور توسعه
توانایی درک و فهم و گنجینه لغات از طریق مشاهده تصویرها و نگاره ها و کارت
های آموزشی و صداهای هم آغاز و هم پایان.
6 . مشخّص کردن نقیصه های بینایی ـ شنوایی و تلاش در جهت بر طرف کردن
آن با کمک اﺅلیای کودک.
7 . افزایش دقّت بینایی و شنوایی و گسترش میدان دید از طریق توجّه کردن به
تصاویرها و حرکت چشم از راست به چپ .
8 . استفاده از محسوسات و ملموسات با توجّه به وضعیت هوش و ذهن کودک .
9 . استفاده از وسایل آموزشی به ویژه فیلم های مناسب به منظور توسعه درک
و فهم و خزانه ی لغات .
10 . تحریک حسّ کنجکاوی برای خواندن کتاب های درسی و غیر درسی و لذّت
بردن از آن ها .
11 . تشویق کودک به خواندن و تفسیر کردن تصویر «تصویر خوانی» تا زمینه لازم
برای خواندن علایم قرار دادی « خط » برایش آسان گردد.
ای تو روح و روانم یادت آرام جانم
با غم دوری تو تا کی زنده بمانم؟
مانده ام مولا محزون و خسته چشمم به راهت در خون نشسته
العجل مولا مولا مولا
کنج این غربت غم گریم بر حال زارم
تشنه ام بر نگاهت در راهت جان سپارم
ای آرزوی خوبان عالم حسن تو حسن حضرت خاتم
العجل مولا مولا مولا
اشکم روی دو دیده ای آخرین سپیده
یاس خوشبوی نرگس وقت دعا رسیده
دیده به راهم ای گل طاها چشم انتظارم یوسف زهرا
العجل مولا مولا مولا
ای تو روح و روانم یادت آرام جانم
با غم دوری تو تا کی زنده بمانم
مانده ام مولا محزون و خسته
چشمم به راحت در خون نشته
کنج این غربت غم گریم در حال زارم
تشنه ام بر نگاهت در راهت جان سپارم
ای آرزوی خوبان عالم
حسن تو حسن حضرت خاتم
یاس خوش بوی نرگس وقت دعا رسیده دیده
دیده به راهم ای گل طاها
چشم انتظارم ای یوسف زهرا
اللهم انت السّلام و منک السّلام
و لک السّلام و الیک یعود السّلام
سلام
*******
" چه خوش است اگر ببینم رخ دلگشای مهدی
چه خوش است اگر نمایم سر و جان فدای مهدی
چه خوش است اگر بیفتد سر عاشقان به پایش
تن و دل شود غبار ره خاک پای مهدی
چه خوش است اگر ز کویش برسد به ما نشانی
که نهیم رو بدان سو زپی لقای مهدی
چه خوش است اگر ز لطفش بکند به ما عطایی
که فزون بود ز احسان کرم و سخای مهدی
چه خوش است آن دمی که شه ما خطابه خواند
ز فضای عالم آید همه جا صدای مهدی
چه خوش است در ظهورش همه گرد هم بر آییم
به شعار جاودانی به سر لقای مهدی
چه خوش است زندگانی ز ظهور دولت حق
که جهان شود سراسر همه از برای مهدی "
اللهم عجل لولیک الفرج
==================
گرچه ندیده دیده ام چهره دلربای او
" بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشکسته ام
==================
در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام
رها مکن دل مرا بیا که دل شکسته ام
" تو ای عشق و ای تمام وجودم
تو بود و نبودم فدای رخ تو همه عالم
بیا بنگر بر دل غم دیده که لیلی ندیده
ز غم چه کشیده به این عالم
یک دم بنگر حال زار مرا بی قرار مرا
ای تمام امیدم تو صبح سپیدم
ز نرگس چشمت ببین چه کشیدم
یا اباصالح مددی
(حضرت علی علیهالسلام)
آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همهی انسانها برابرند.
(مارتینلوترکینگ)
بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی.
(رودی)
بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او.
(همیلتون)
عمر آنقدر کوتاه است که نمیارزد آدم حقیر و کوچک بماند.
(دیزرائیلی)

نوع خلقت آدمی به گونه ای است که او پرسشگر به دنیا می آید. اوج پرسشگری و خلاقیت در ابتدای زندگی انسان شکل می گیرد.کودکان با رفتارهای خود، همیشه آدمی را مبهوت می کنند؛ چشمانی که دائم در حال جست و جو است و گویش هایی که منتظر کوچکترین تحریک برای پیدا کردن منبع صدا و اندامی که با خستگی ناپذیری به هر گوشه یی سرک می کشد.یک کودک دو یک یا سه ساله در طول روز از یک ورزشکار حرفه ای بیشتر حرکت و بیش از یک نوار ضبط صوت صحبت می کند. گاهی آنقدر انرژی دارد که براحتی به خواب نمی رود.انسان با روحیه خلاقی پا به دنیا می گذارد و تنها این بزرگسالان هستند که به واسطه جهل، این روحیه را نابود می کنند.
در کشورهای جهان سوم، انسان ها بیشتر دوست دارند که از کودکان، انسان هایی مطیع و حرف گوش کن پدید آورند و برای رسیدن به این هدف، نخستین اقدام، قربانی کردن روح خلاقیت در وجود کودکان است و در همین مرحله مهم زندگی است که انسان شانس تبدیل شدن به یک انسان خلاق را برای همیشه از دست می دهد، زیرا انسان تنها از طریق پرسشگری است که می تواند راه خود را برای رسیدن به تکامل بیابد.
کودکان برای نخستین بار اثبات می کنند که انسان ها برای زندگی کردن و شناخت دنیای اطراف خود چقدر در جهل بسر می برند و ترس از آشکار شدن از این حقیقت،فریادهای بلندی را سبب می شود و باعث می شود سوالات مکرر و فراوان کودکان که با چراهای فراوان آغاز شود، در مدت زمان کوتاهی بدون شنیدن پاسخ درست در نطفه خفه شود و کودکان آرام آرام تبدیل به موجودی مطیع و بدون هدف می شوند که تنها در بزرگسالی در آرزوی آن بسر می برند که کسی دست آنان را بگیرد و به سر منزل مقصود برساند.
براستی کودکان ما در ابتدا بزرگترین شانس را برای داشتن یک زندگی سعادتمند دارا هستند.آنها با سوالات مکرر،در تلاش برای آشکار کردن حقایق زندگی می کوشند،اما حیف که بعد از گذشت چند سال، شاهد آن می شویم که دیگر از آن کودک جست و جو گر خبری نیست!
اگر کسی بخواهد به روح خلاقیت دست یابد، تنها کافی است از نزدیک نظاره گر رفتار یک کودک چند ساله باشد و حتی روزها لحظاتی هر چند کوتاه با او همبازی شود، در این مرحله انسان می تواند خلاقیت را با تمام وجود احساس کند.او مشاهده خواهد کرد که یک کودک صد بار هم که به زمین می خورد، برمی خیزد و در انجام کارها به قدری پشتکار دارد که هر انسان بزرگسالی را کلافه می کند.آ در این دنیا آنها بزرگترین آموزگاران آموزش دهنده خلاقیت هستند.
دکتر جرج میدل، برنده جایزه نوبل بیان می کند: آموزشهای فعلی باعث می شود فرصتهای آموزشی برای کودکان از دست برود، زیرا قدرت آموختن کودک مهم شمرده نمی شود و آموزش درستی به کودکانی که به آموزش عشق می ورزند داده نمی شود.
آلبرت انیشتین در خاطرات خود بیان می کند: نظریه نسبیت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام.
اریک اریکسون، روانشناس بزرگ، از استادی در وجود آدمی نام می برد که او را کودک فاتح می خواند و” اریک برن “ از موجودی درون انسان نام می برد که به آن پروفسور کوچولو می گوید. در همان دوران کودکی،پروفسور کوچولو به جست و جوگری مشغول است و در این زمان تنها باید شرایطی را برای کودکان به گونه یی برنامه ریزی کرد که این پروفسور کوچولو تخریب نشود و همین دانشمند وجود آدمی است که می تواند زمینه ساز تبدیل یک کودک به دانشمندی عالی قدر و انسانی متکامل شود.
یکی از راه هایی که شما می توانید سبب جاری شدن رودخانه اندیشه کودکان به دریای خلاقیت خود شوید، مشاهده رفتار کودکان و دقت در رفتارهای جست و جو گرانه آنها است، شما می توانید از این طریق خلاقیت را فرا گیرید. بی شک دانشمندان نیز رفتاری کودکانه دارند و این همان پروفسور کوچولویی است که اکنون تکامل یافته است.
پس، از امروز به کودکان خود با دید دیگری بنگرید و تلاش کنید در مورد آنها علم و دانش خود را افزایش دهید.علاوه بر آنکه از پروفسور کوچولو چیزهای فراوانی فرا می گیرید، سعی کنید راه رشد او را برای همیشه محدود نکرده و او را نابود نسازید، زیرا بنای یک جامعه سعادتمند با کمک همین کودکان ریخته می شود.
معمولاْ موفق ترین معلم های جهان در بعضی خصلت ها شریکند. ویژگی هایی که هر معلمی می تواند با تمرکز روی هریک از آنها یک گام به موفقیت نزدیک شود.
مثبت فکر می کنند
مثبت اندیشی امتیازی بزرگ در زندگی شخصی و حرفه ای است. شما در زندگیتان مخصوصاْ در حرفه آموزگاری با پیچیدگی های زیادی روبه رو خواهید شد. مثبت اندیشی به شما کمک خواهد کرد به بهترین صورت بر این پیچیدگی ها فایق آیید. برای مثال روز اول مدرسه ممکن است متوجه اتفاقی در امور مدرسه شوید که ناراحت و ناراضی تان کند و وضعیت دلخواه شما نباشد اما یک معلم مثبت اندیش تلاش خواهد کرد در روز اول مدرسه ُ با مثبت اندیشی اش از پس این جور مشکلات و مسایل کاری برآمده و تاثیر منفی روی دانش آموزان خود نداشته باشد.
بزرگ فکر می کنند
یک معلم کارآمد باید توقعات بالایی از دانش آموزان خود داشته باشد تا سطح تلاش دانش آموزان را بالا ببرد. اگر از بچه ها تلاش و کوشش کمی را انتظار داشته باشید تلاش کمی را هم دریافت خواهید کرد. باید با این تفکر کار کنید که می دانید دانش آموزان تان می توانند به آن سطحی که شما می خواهید دست یابند ُ از راه دادن اعتماد به نفس به آ نها. البته نباید سطح توقع غیر واقعی داشته باشد در هر حال سطح انتظارات شما یکی از کلیدهایی است که به دانش آموزانتان در یاد گیری و پیشرفت ها کمک می کند.
رفتارشان قابل پیش بینی است
برای بوجود آوردن یک محیط آموزشی سازنده و مفید دانش آموزانتان باید بدانند هر روز چه انتظاری از شما دارند یعنی بتوانند کارهای شما را پیش بینی کنند پس شما نیاز دارید که هماهنگ عمل کنید این باعث به وجود آمون محیطی امن برای یادگیری دانش آموزانتان خواهد بود و آن ها بیشتر مستعد و موفق خواهند بود.
انعطاف پذیری
یکی از نگرانی های معلم بودن این است که همه چیز مدام در حال تغییر است گسیختگی و بی نظمی مسئله ای است که همیشه وجود دارند و روزهای خیلی کمی وجود دارد که عادی و معمولی می گذرد بنابراین داشتن طرز فکری انعطاف پذیر نه تنها برای پایین آوردن سطح استرس خودتان مهم است بلکه برای دانش آموزانتان که از شما انتظار دارند در هر موقعیتی بتوانند مسائل پیش آمده را بر عهده بگیرید و اوضاع را کنترل کنید نیز مهم است.
عدالت را رعایت می کنند
بیشتر دانش آموزان از جبهه گیری معلم به نفع فرد خاصی شکایت دارند در حالی که معلم ها این موضوع را رد می کنند و ادعا می کنند که با همه یکسان برخورد می کنند شاید هم حق با معلمان است اما گاهی وقت ها یک عمل کوچک مثل تقسیم ناعادلانه نگاه می تواند موجب بوجود آوردن این حس می شود.
اهل نظر خواهی اند
راز موفقیت در دانستن در دانستن نظرات دیگران است یک معلم می تواند برای سنجش کیفیت کار خودش هفته ای یک بار یا حداقل ماهی یکبار از بچه ها بخواهند حرف هایشان را در برگه ای بدون نام بنویسند حتی از آنها بخواهند نکته ای را بنویسند که موجب شده آن ها معلمشان را بیش از پیش دوست داشته باشند و یا حتی از دست او دلخور و ناراحت باشند.
حس شوخ طبعی دارند
حس شوخ طبعی به شما کمک می کند که معلمی موفق بشوید این خصلت شما می تواندوضعیت دلشوره آور کلاس را قبل از اینکه به بی نظمی منجر شود تسکین ببخشد همچنین این حس شوخ طبعی شما می تواند کلاس را برای دانش آموزانتان لذت بخش تر کند و ممکن است باعث ترغیب بچه ها به توجه بیشتر و فهمیدن درس شود و از همه مهمتر این حس به شما اجازه می دهد لذت بیشتری از زندگی تان ببرید.
برگرفته از وبلاگ درس و مشق
« تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم نه برای برادر زاده ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران »
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آن را نقطه گذاری کند .
پس تکلیف آن همه ثروت چه می شد ؟
برادر زاده او تصمیم گرفت. آن را اینگونه تغییر دهد:
«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم ؟ نه ! برای برادر زاده ام. هرگز به خیاط .
هیچ برای فقیران».
خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه گذاری کرد :
« تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم . نه برای برادر زاده ام . هرگز به خیاط .
هیچ برای فقیران».
خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد و آن را به روش خودش نقطه گذاری کرد:
«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم ؟ نه . برای برادرزاده ام ؟ هرگز . به خیاط . هیچ برای فقیران ».
پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:
«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم ؟ نه . برای برادر زاده ام ؟ هرگز . به خیاط ؟ هیچ . برای فقیران ».
نكته اخلاقی:
به واقع زندگی نیز این چنین است:
او نسخه ای از هستی و زندگی به ما می دهد که در آن هیچ نقطه و ویرگولی نیست
و ما باید به روش خودمان آن را نقطه گذاری کنیم.
از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاری ها دست ماست.
روزی عابدی او را دید و سخت به او علاقه مند شد لذا هرچه از اموال دنیا داشت فروخت و پول آنها را نزد آن زن فرستاد تا آنکه بالاخره نزد وی راه یافت.
چون عابد وارد منزل آن زن شد زن گفت: ای عابد نزد من بیا. عابد نزدیک شد اما لرزه ای بر اندام او عارض شد. زن گفت: تو را چه می شود؟
عابد گفت: ازخدا می ترسم من وجهی را که به تو داده ام به تو بخشیدم. اجازه بده تا برگردم.
زن گفت برو. اما با خود گفت آه از روز قیامت و عذاب خداوند. این مرد خواست یک گناه بکند لرزه براندامش افتاد و خودداری کرد وای بر من و این همه گناه. پس بلافاصله توبه کرد و به طرف صومعه عابد رفت و گفت که شاید عابد مرا به نکاح خود در آورد چون به صومعه عابد رسید و چشم عابد به آن زن افتاد گفت ای زن به من نزدیک نشو که مبادا نفس سرکش بر من غالب شود. پس آن عابد نعره ای زد و از دنیا رفت.
آن زن بر سر خود زد و گفت: دیدی که چه کردم خدایا توبه کردم و پشیمانم و بعد از این زندگی در دنیا را نمی خواهم بار خدایا مرا به این عابد ملحق کن. با این دعا مرگش فرا رسید و جان داد.
سلمان می گوید آنها را در خواب دیدم که در بهشت بالای تختی نشسته اند و دست در گردن یکدیگر دارند و در خواب به من گفتند: ای سلمان هرکس که ترک لذت دنیا کند و از خدا بترسد خداوند چنین مقامی به او کرامت می فرماید.
ترس از بچه های بزرگ ترمامان تحقیق می کند و متوجه می شود در میان بچه های مجتمعی که در آن زندگی می کنند یک پسر کلاس سومی هست که بر سر موضوعی با حسین دعوایش شده و او را تهدید می کند.

وقتی
می پرسد که این بچه کدام مدرسه می رود متوجه می شود او هم مدرسه ای پسرش
است . حسین هیچ چیز نمی گوید ، اما شاید وقتی آن پسر زورگویی کرده و حسین زیر
بار نرفته ، تهدید کرده باشد که در مدرسه تلافی اش را سرش در می آورد .
مامان تصمیم می گیرد برای جلوگیری از این ترس حسین او را برای چنین شرایطی
آماده کند.

تمام شورها، شوق ها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود را به این بهشت میرسانند.
بهشت
در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی میشود که دلشان ناب و بی غش
باشد. این افراد دلیر و امیدوار زندگی میکنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند
و از زندگی بهره مند شوند، درست است که گفته اند: «زندگی به یک شب تار
میماند، باید چراغ خود را به دست خود بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.»
رياست محترم آموزشگاه ابتدايي شهید صابر هرطه کلا :
با تنظيم مدارك لازم خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به ثبت نام دانش اموز
................................. فرزند : ........................ متولد : ................. كه در پايه
....... تحصيل مي نمايد اقدام لازم را مبذول فرمائيد .
ضمنا این جانب ...................... بعنوان ولی دانش آموز متعهد به اجراى قوانين و
مقررات و موازين اسلامي و انجام مسایل انضباطی که اهم آن در ذيل آمده است
از سوی فرزندم می باشم .
۱ - بموقع در مدرسه حاضر شده و تاخير ورود نداشته باشم .
۲ - بدون اطلاع وموافقت مسئولين مدرسه ازواحدآموزشي خارج نشوم .
امضائ و اثر انگشت دانش اموز ...............................
اينجانب : ............................. ولي دانش آموز مذكور متعهد ميشوم كه در اجراي تعهدات فوق فرزندم را تشويق و ملزم نموده و مواردي كه به دلايل انضباطي و تربيتي و آموزشي حضور اينجانب در واحد آموزشي ضرورت داشته باشد با اطلاع تلفني و يا كتبي مسئولين مدرسه در محل واحد آموزشي حضور يابم و همچنـين در جلسـاتي كه در مدرســه تشكـيل مـي شود شـركت كرده و (حداقل ماهي يك بار ) جهت اطلاع از وضعيت آموزشي و تربيتي فرزندم به مدرسه مراجعه كنم و به منظور رشد و تعالي فرزندم از هرگونه همكاري با اولياء مدرسه دريغ ننمايم و خساراتي را كه از سوي فرزندم متوجه ساخـتمان و تجـهيزات و اموال مدرسـه و يا ضرب و شتم دانش آموزان شده بلافاصله جبران نمايم .
اثرانگشت ولي دانش آموز