دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی .


دل دوستان آزردن ، مراد دشمنان برآوردن است



سعدی


* هر که سخن نسنجد ، از جوابش برنجد .

* هر که با بدان نشیند ، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد ،

به طریقت ایشان متهم گردد .

* هر که با بدان نشیند ، نیکی نبیند .

* عالم ناپرهیزکار ، کور مشعله‌دار است .

* هر چه نپاید ، دل بستگی را نشاید .

* هر که بر زیردستان نبخشاید ، به جور زبردستان گرفتار آید.

* ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .

* هر که خیانت ورزد ، پشتش در حساب بلرزد .

* خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب .

* بی دوست ، زندگانی چنان ذوقی ندارد .

* اگر شب‌ها همه قدر بودی ، شب قدر بی قدر بودی .

* هیچ کس نزند بر درخت بی ثمر سنگ .

* صد چندان که دانا را از نادان نفرت است ، نادان را از دانا وحشت است .

* از نفس پرور ، هنروری نیاید و بی هنر ، سروری را نشاید .

* دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی .

* همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال .

* مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید .

* دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند ، نشاید که به یک دم بیازارند .

* دل دوستان آزردن ، مراد دشمنان برآوردن است .

* شیطان با مخلصان برنمی‌آید و سلطان با مفلسان .

* رأی بی قوت ، مکر و فسون است و قوت بی رأی ، جهل و جنون .

* قدر عافیت کسی داند ، که به مصیبتی گرفتار آید .

* هر که با داناتر از خود بحث کند تا بداند که داناست ، بدانند که نادان است .

* مال از بهر آسایش عمر است ، نه عمر از بهر گرد کردن مال .

* خشم بیش از حد گرفتن ، وحشت آرد و لطف بی دقت ، هیبت ببرد .

* برادر که در بند خویش است، نه برادر و نه خویش است .

* هر کس را که زَر در ترازوست ، زور در بازوست .

* هر که در زندگی ، نانش نخورند ، چون بمیرد ، نامش نبرند.